آلبوم لحظه ها
گذشته ها
مخور غم گذشته، گذشته ها گذشته
هرگز به غصه خوردن، گذشته بر نگشته
به فکر آینده باش، دلشاد و سرزنده باش
به انتظار طلعت، خورشید تابنده باش
عمر کمه صفا کن، رنج و غمو رها کن
اگه نباشه دریا، به قطره اکتفا کن
عمر کمه صفا کن، گذشته رو رها کن
اگه نباشه دریا، به قطره اکتفا کن
قسمت تو همین بوده که بر سرت گذشته
نکن گلایه از فلک، این کار سرنوشته
عمر گران می گذرد خواهی نخواهی
سعی بران کن نرود رو به تباهی
مطلب دل را طلب از سوی خدا کن
زان که بود رحمت او لا یتناهی
لحظه ها
لحظه ها رو با تو بودن، در نگاه تو شکفتن
حس عشق و در تو دیدن، مثل رویای تو خوابه
با تو رفتن با تو موندن، مثل قصه تو رو خوندن
تا همیشه تو رو خواستن، مثل تشنگی آبه
اگه چشمهات منو می خواست، تو نگاه تو می مردم
اگه دستهات مال من بود، جون به دستهات می سپردم
اگه اسممو می خوندی، دیگه از یاد نمی بردم
اگه با من تو می موندی، همه دنیا رو می بردم
بی تو اما سر سپردن، بی تو و عشق تو بودن
تو غبار جاده موندن، بی تو خوب من محاله
بی تو حتی زنده بودن، بی هدف نفس کشیدن
تا ابد تو رو ندیدن، واسه من رنج و عزابه
توی آسمون عشقم غیر تو پرنده ای نیست
روی خاموشی لبهام جز تو اسم دیگه ای نیست
توی قلب من عزیزم هیچ کسی جایی نداره
دل عاشقم به جز تو هیچ کسی رو دوست نداره
قسم نخور
قسم نخور به جونم، که بی قسم می دونم
نور ستاره تو، رفته از آسمونم
چشمهام اشکی نداره، به پای تو بباره
یک قلب پاره پاره، قسم خوردن نداره
نگینی بودی بر انگشتر من
امیدی در دل عاشق تر من
تو که آتش زدی بر هستی من
به باد دادی چرا خاکستر من
تو که با قلب عاشق می پریدی
شکستی پس چرا بال و پر من
چرا می خواهی قسم های دروغین
بشه یکبار دیگر باور من
تو دنیایی که آوار محبت، با دستهای تو ریخته بر سر من
چرا می خوای بدونم با یه حس حقیقی هستی یار و یاور من
تو که بیگانه بودی با سپیدی، تو که دلبستگی هامو ندیدی
در این بازار داغ ناامیدی، تو رو باور کنم با چه امیدی
یاد تو
بی چه بی تابم من، امید بر بادم من
یه دنیا فریادم من
تو رو که می بینم، عاشق و دیوونه ام
تو با اون چشم سیاهت، خواب نگاهت، خونه دلم رو ویرون می کنی
تو با موهای پریشون و رها، منو سرگشته و حیرون می کنی
باز دلم اسیر عشق تو شد، عمر من همه به پای تو شد
یاد تو همه تو خاطر من، تا ابد همیشه خاطره شد
بیا هنوز عشقت توی قلبمه، تو رو که می بینم، قلبم می زنه
اینو بدون نیاز من به عشق تو، تا آخر دنیا تو وجودمه
تو ای ترانه من، همه بهانه من
تو در سکوت دلم، صدای عشق منی
تو در نهایت من، ندای باغ ارمی
تو در سکوت دلم، تو داد عشق منی
تو با خنده های شیرین لبهات، منو سرگشته و حیرون می کنی
تو با اون کرشمه و ناز و ادا، مثل جادو منو افسون می کنی
شبهای رفتن تو
شبهای رفتن تو، شبهای بی ستاره است
ببین که خاطراتم، بی تو چه پاره پاره است
با هر نفس تو سینه، بغض تو توگلومه
با هر کی هر جا باشم، عکس تو روبرومه
آخ چقدر تنگه دلم، برای اون شبهامون
کاشکی اون عشق بشینه، دوباره تو دلهامون
چی میشه برگردی بازهم، به روزهای گذشته
هوای پاییزی چرا، تو عشق ما نشسته
سپردی عهدمونو، به دست باد و بارون
منو زدی به طوفان، خودت گرفتی آروم
قهر تو راهمو بسته، غم دلمو شکسته
تو این صدای خسته، یاد تو پینه بسته
غم دلمو شکسته
غروب باز دوباره، شب توی انتظاره
ابر تو نگاهم نشسته، خیال گریه داره
اسم تو فریادمه، درد تو صدام ترانه است
خنده آینه تلخ و، بی تو پر از بهانه است
ظالم
قلبتم مثل دو تا چشم سیاهته
ظلم عالم توی اون برق نگاهته
آخه ظالم زیر پاتم یه نگاه کن
تا ببینی چه دلهایی زیر پاته
دل من هر جا که تو باشی باهاته
عاشقی دیوونه چشم سیاهته
پا بزار روی چشمهامتا ببینی
فرشی از عشق و محبت زیر پاته
چشمهای تو چه ردیفه، تو نگاهت چه دل فریبه
اما حرفهای قشنگت، یه سرابه یه فریبه
باورم کن، باورم کن، ای تو شکوه، باور من
ای همیشگی ترینم، ای تو عشق آخر من
من می خواهم که عاشقونه، با تو باشم تا همیشه
سایه عشق تو باشه تا قیامت بر سر من
فراموشم نکن
هنوزم عاشق ترینم، ای تو تنها باور من
به غیر از با تو بودن، نیست هوایی بر سر من
هنوز عطر تو مونده، در فضای خانه من
هنوزم بیقراره، این دل دیوونه من
فراموشم نکن، فراموشم نکن
تویی تنها دلیل من، به یاد من باش، فراموشم نکن
من تشنه محبت، دردآشنای هجرت
دلم به این جدایی، هرگز نکرده عادت
ناکامی از تولد، همزاد بخت من بود
ندارم از تو شکوه، این سرنوشت من بود
بی تو حدیث عشق و، دیگر باور ندارم
جز با تو بودن، آرزویی در سر ندارم
می پیچه عطر خاطرت در خلوت شبهای من
تکرار اسم قشنگت شده عادت لبهای من
قصر آرزوها
با هم عشقو شناختیم، دل به همدیگه باختیم
که قصر آرزوهامونو، با همدیگه ساختیم
من آن باده پرستم که از عشق تو مستم
امید و آرزوهامو به چشمون تو بستم
منو رها کن از من، بیگانه از خویشم کن
در هوای عشقت، عاشق تر از پیشم کن
بزار به شوق روی تو زندگی آغاز کنم
زمزمه های عاشقی با دل خود ساز کنم
مرغک دلشکسته ام، دست نوازشی بکش
که در هوای عشق تو هوایی پرواز کنم
سرو و سنوبر شرمنده تو، گل متحیر از خنده تو
حرفهات شیرینه، مثل قند و عسل، شعر و غزل
سرو سنوبر شرمنده تو، گل متحیر از خنده تو
بگو همیشه تو مال منی، جان و تنی وای

پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)