در روزهای سرد و غریبی

محمدی بود کوچک و خندان

آمنه نام مادر او بود

مادراو که لحظه به لحظه به یاد او بود

آمنه رفتش وقتی خدایش او را طلب کرد

عبدالمطلب پدر بزرگش او را بزرگ کرد

آموخته او را درس ادب را

حالا محمد تنهاو تنهاست

چرا که رفته پدر بزرگش

پدر بزرگش رفته به جایی که مادرش رفت

محمد تنها با بار غمها

عمو بگفتش محمد من تنها تو نیستی

من یاور تو هر لحظه هر دم

آن روزها که سختی زیاد بود

جنگ و جدال و فغان زیاد بود

زنها معذب دلها پر از تب

مادر که آورد بچه بدنیا

اگر که دخترمیشد به کامش

زنده به گوری پایان راهش

مردان حاکم جسور بودند

هر خواهشی را با زور کردند

محمد تنها در دشت و صحرا

آموخته درس مردانگی را

محمد می گفت مردان جسور

چه می پرستید بتها چه هستند؟

آنها که سنگند یا گل و خاکند

آنها خدایند؟

ای بت پرستان ای خاک پرستان آفتاب پرستان

پرستش خوبست اما نه هر که بلکه خدارا

خدا با خود گفت :

این بنده من چه بی رقیب است چه بی نظیر است

محمد من برو به غاری که گفته ام او در کوه نور است

40 روز دیگر ستایشم کن

از جان و از دل نیایشم کن

محمد برخاست

به کوه نور رفت

در غار حرا تنهای تنها

زمزمه سر داد خدا خدا کرد

جبرئیل آمد

گفتش محمد: من کوچک تو ،تو از خدایی

مرد عظیمی نمونه هستی

دارم برایت یک چند پیامی

داده خدایت رسالتی را

ادا کنی دین خودت را

محمد من برخیز و ببین

حکام چه کردند دین خدا را

حرمسراها پر شده از زن

دیگر زنان هم باید بمیرند

بر سر تخت و تاج ریاست جنگ و جدالی است

ببین چه حالیست!

پسر که خواهد تخت ریاست کشد پدر را

پدر که خواهد نگه بدارد حکم ریاست کشد پسر را

محمد من برخیز و ببین

ببین چه حالیست

محمد برخاست

اول بخواندش نام خدایش

او خواند خلق را

سوره علق را

بعد ها به او شد وحی الهی

هر سوره ای از قرآن نامی

گفت او به مردم

ای بت پرستان سیاه روزان

این سوره ها را من خود نخواندم

وحی الهیست

درسی بخوانید عبرت بگیرید

بعضی از آنها پندی گرفتند

توبه نمودند ،درگاه حق را

برخی دگر نیز همچون گذشته

ادامه دادند ظلم وستم را

اول کسی که گفتا محمد

من یاور تو حیدر کرار، مرد خدا بود

علی مسلم اول کسی بود

کامد به راه خدا پرستان

بعد از علی بود خدیجه ای که

قدم نهادش در راه ایمان

خدا صدا زد محمدش را

کای محمد تنها گزینی در دین ما نیست

سنت اسلام همسر گزینیست

خدیجه گفتش رسول خدا

همیشه هر جا ،باشم با شما

خدا سخن گفت :

محمد من

عشقت تبارک ، یارت مبارک .

سروده سارا